شعر یا حضرت عباس

درود

دوستی به نام خانم سمیرا شعری برای محرم خواستند اطاعت امر می کنم:

 

یا حضرت عبّاس! بگو محتشم‌ات را،

از جوهرة علقمه پر کن قلم‌ات را

 

جاری شود از دامنه‌اش چشمه‌ای از خون

بر دوش بگیرد اگر الوند غم‌ات را

 

یک دست تو در آتش و یک دست تو بر آب

دندان به جگر گیر و به پا کن علم‌ات را

 

آن جا که علی اصغر شش ماهه شهید است

شاعر یله کن قافیة درد و غم‌ات را

 

بی نیزه و بی اسب بماناد؛ که بی دست

چون باد برآشوب که دشمن همه بید است

 

بگذار گشایش گر این واقعه باشی

بر علقمه قفلی‌ست و دست تو کلید است

 

ابروی ترک خوردة عبّاس ... خدایا

شقّ القمر از لشکر ابلیس بعید است

 

بر نیزه سر توست که افراشته گردن؟

یا سرخ‌ترین سورة قرآن مجید است؟

 

روزی که سر از ساقة هر نیزه بروید

در عالم عشّاق عزایی‌ست که عید است

 

بایست قلم گردد اگر از تو نگوید

دستی که نویسندة این شعر سپید است

 

شمشیر کن از فرط جنونت قلم‌ات را

چون قافیة باختة شعر یزید است

 

چون قافیة باختة شعر یزید است

شمشیر کن از فرط جنونت قلم‌ات را

 

یا حضرت عبّاس! قدم رنجه کن، آرام

بگذار به چشمان ملائک قدم‌ات را ...

12/12/85

 علیرضا بدیع

/ 63 نظر / 84 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

سلام خوشحالم اگر واقعا این وب شماباشه سوالم این بود که محفل ادبی ایا جایی برگزار میکنید اگر هست لطفا ادرسش رو برام بفرستید ممنونم ئه راستی منم گاهی مینویسم اما . . نمیدونم.. دوست داشتم شرکت کنم تو محفل ادبی تون

فاطمحسن

سلام دوست عزیز از دسترس دوری؟ ما کماکان شاعریم سر بزن خوشحالمون کن

معصومه

سلاااااااااااااااااااااااااااام[گل] وب پر محتوایی دارید ... من عاشق شعر و ادب فارسی ام ... خوشحال میشم تبادل لینک داشته باشیم ...[گل]

تایبادی

ماشاالله به این قدرت

مهزیار

از خوندن پاره های دلتون لذت بردم. زیباهم مینگارید.اومدم دعوتتون کنم توی هوای شرجی ،قدمی به کوچه معشوقه ما بزنید.هوا بارونی.منتظرم.البته بشرط نقد