به عباس محمدی و پرنده اش

پاییز سلاما و خوشا گریه ی با تو

پاییز سلاما و دلم ابری و تنگ است

 

 

... (۱)

می گویم سلام وهمه ی ترسم این است مبادا کسی جوابم را ندهد

 

 

کوچک تر که بودم یا به قولی آدم تر، پاییز با ترانه ی «همشاگردی سلام» به خانه ی ما می آمد . خودش را توی باغچه ولومی کرد تا ماهی ها برای همیشه روی آب بیایند . آن روزها که آدم تر بودم از پاییزمی ترسیدم

 

 

.

بزرگ ترکه شدم پاییز با همهمه ی دخترکان دبیرستانی از کوچه ی ما عبور می کرد . من پاییز را سالی ۹۰ بار می دیدم که به هیات یک جفت کفش کتانی سفید ازجلو ام رد می شود . بزرگ تر که شدم دیدم می شود به پاییزنزدیک تر شد و اصلن نترسید .

امروز پاییز پیرمردی ست که بارانی بلند برتن کرده و «تیر» دود میکند . پاییز من را به یاد نصرت رحمانی می اندازد و به یاد فریدون فروغی و به یاد حسین منزوی . آخ که چقدر دلم میخواهد به پای گپ و گفت های پاییزبنشینم . چه لذتی دارد وقتی که دود سیگارش ناخواسته به صورت آدم می خورد .

من به پاییزمبتلایم و سرفه که میکنم از دهنم برگ خشک در می آید ...

برگ خشکی از روی زمین برمی دارم و بدین سان پنجه در پنجه ی پاییز می افکنم . و شروع به شمردن نقطه های اشتراک مان می کنم !!! (۲)... شاید اولین اش را یافته باشم ... :

پاییزبا بهار سه ماه فاصله دارد ومن با بهاره سه خیابان اصلی !

مابقی را رها می کنمو با همین یکی تا صبح در آغوش پاییزاین غزل را می نویسم :

 

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند

با رنگ های تازه مرا آشنا کند

 

پاییزمی رسد که به مانند سال پیش

راز درخت باغچه را برملا کند

 

او قول داده است که امسال از سفر

اندوه های تازه بیارد ... - خدا کند ! -

 

اومی رسد که بازهم عاشق کند مرا

او قول داده است و باید وفا کند

 

او نیزعاشق است و راهی نمانده است

جز این که روزو شب بنشیند دعا کند ...

شاید اثرکند و خداوند فصل ها

یک فصل را به خاطر اوجا به جا کند

 

- تقویم خواست ازتو بگیرد بهار را

تقدیر خواست راه شما را جدا کند -

 

خش ... خش ... صدای پای خزان است ! یک نفر

در را به روی حضرت پاییز وا کند !

 

 

 

(۱) مرتضی امیری اسفندقه

(۲)دستان مرابگیر از این لحظه

ده نقطه ی اشتراک با هم داریم

/ 31 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید

سلام .. با کتابتان آشنا هستم سرکی کشیدیم به سرایتان و استفاده کردیم ... با یک غزل بروزم .. خوشحال می شم نظرتونو داشته باشم ما را از دعا فراموش نکنید مخصوصا در این شب های نورانی همیشه روشن باشید

سودابه مهيجي

سلام ....کتاب جواد رسيد .خيلی خيلی ممنون.انشاالله جبران ميکنم.سر بزن به من.

حجت خسروی(چشمهای قهوه ای تو)

سلام عليرضا ... خوبی؟ عذر زحمات آقا!!! مثل هميشه غزل قشنگی بود ... به ما سر نميزنی با مرام! خيلی منتظرم ! يه سری بزن به اين فقير فقرا!ما رو از نظراتت محروم نکن!بهروز باشی!

مرتضي حيدري

سلام اگه شعرهايم به دست شما رسيدن يه جوري به من خبر بدين ضمن انتقال وبلاگم به بلاگفا به روز هم هستم موفق باشي وپايدار

جشنواره شعر گریز آهوانه 2

جشنواره دانشجویی رضوی 2 در دو بخش اشعار مذهبی و اشعار رضوی شروع به کار کرد برای دریافت اطلاعات بیشتر و شرکت در این جشنواره که همزمان با ولادت امام رضا(ع) خواهد بود به وبلاگ مراجعه کنید

MALIHE

باییز های لعنتی با تو چه کرده است!.....

R.memarian

تو کی هستی؟! ماههاست وبلاگت رو دنبال ميکنم اما هيچوقت نميتونم نظر بدم. تو ديگه کی هستی؟ کاش ميشد...

فرانك

سلام مثل هميشه زيبا و مثل هميشه افتخار ديار فيروزه ايد پسر خوبم برايتان آرزوی موفقيت و بهروزی دارم

مهران

تو رو به خدا زودتر کتابهاتو چاپ کن به من بگو از چند سالگی اين شعرها رو ميگی