پاییز، پاییز، پاییز، پاییز و باز هم پاییز...

درود

نخست این که نتایج آزمون سراسری دانشگاه دولتی اعلام شد و بنده نیز پذیرفته شدم. به عبارتی دیگر از اول مهر دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه لواسانات خواهم شد. نیشابور را با همه ی مردمان و نامردمانش واهلیدم تا ببینم ته رانی ها و شمی رانی ها چه گلی به سرمان می زنند. راستش در نیشابور که جز سنگ دست خلق چیزی به سرمان نخورد. به قول یغمای خشتمال: باعث تشویق یغما سنگ دست خلق شد... یا به قولی دیگر که در مقال ماضی نمی گنجد: طفلان شهر بی خبرند از جنون ما؟ یا این جنون هنوز سزاوار سنگ نیست... برای کار و درس و شعر عازم تهرانم. شعر برایم ارجح است. چنان چه از زمان و مکان انجمن های ادبی یا شب شعرهای خوب تهران آگاهید حقیر را نیز در جریان بگذارید. سپاس گزارم و امیدوار به دیدار شما.

 

شاگرد: استاد یه سنگ به پشتمه. لطفا درش بیارین

استاد: اذیتت می کنه؟

شاگرد: بله استاد

تو این کارو با ماهی کردی؟

شاگرد: بله استاد

استاد: با قورباغه هم کردی؟

شاگرد: بله استاد

استاد: با مار چطور؟

شاگرد: بله استاد

استاد: بلند شو راه برو

شاگرد: نمی تونم راه برم.. خیلی سنگینه

استاد: فکر می کنی ماهی، قورباغه و مار چقدر می تونن تحملش کنند؟

شاگرد: اون کار اشتباهی بود

استاد: برو همه اون حیوانات رو پیدا کن و از اون سنگ ها آزادشون کن. بعد من هم تو رو آزاد می کنم. اما اگه اون حیوونا مرده باشن، تو سنگ رو تا آخر عمرت در قلبت حمل می کنی

بهار، تابستان، پاییز، زمستان، بهار / کیم کی دوک

 

و اما غزلی از من همراه با اصلاحات:

 

اندوهِ پشت پنجره، گلدانِ در گلو... حتا اتاق با نی و سنتور گریه کرد

مردی که ابر بود ـ پریشان و نا به جا ـ ، آن شب به چار گوشه ی ماهور گریه کرد

 

در گیرو دار کشف دموکراسی و حجاب، بابابزرگ عاشق خاتون شهر شد

دور از دولول سر پر داروغه ی دروغ، در کوچه باغ های نشابور گریه کرد

 

کم کم به گریه فارغ ازین ماجرا نشد، کنج اتاق با دف و نی هم صدا نشد

در روشنای میکده ـ بی ترس محتسب ـ مشروب خورد و حبه ی انگور گریه کرد

کم کم شراب نیز از این قصّه پا کشید، کارش به «شیره خانه ی آمیرزا» کشید

این داغ را که با منقل در میان گذاشت، تریاک سوخت تا ته و وافور گریه کرد

 

از پیرمردها که بپرسی هنوز هم، او را به دل سپردگی اش یاد می کنند

او را که بی قرار سواری به شکل مرگ، یک عمر پشت پنجره کافور گریه کرد

 

***

حالا زمان گذشته و من بیست ساله ام... در ابتدای راهم و ابری مچاله ام

بابابزرگ ! یک نفر از خاندان تو، امروز با ترانه ی منصور

                                                                        گریه
                                                                                کرد.. 1

1. منصور تهرانی ترانه ای داشت و هنوز هم دارد نوستالوژیک: یار دبستانی من...

 

علیرضا بدیع

 

و در ادامه مصاحبه ای از من با ایسنا: راه شعر امروز از عرفان جدا شده است...

/ 71 نظر / 103 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روح الله ابهری

ماهور میشنید ولی شور گریه کرد مردی که تا سپیده ی نا صور .. هواخواه توام جانا و میدانم نــمیدانی ما که همراه نداریم شما ترتیب یه شب همراهی آرش و سپهر و بده پیدام میکنن . پیدام کن .

محفل مداحان و شعرای اهل بیت همدان

بسم الله الرحمن الرحیم با استعانت از خداوند متعال و با عنایات حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء ، با توجه به برگزاری دو دوره سوگواره سراسری شعر هیات و زیبایی شناسی مداحی، سومین سوگواره سراسری شعر هیات و زیبایی شناسی مداحی در دوبخش شعر و مقاله برگزار می گردد. فراخوان شعر: با موضوع مناسبتهای محرم و صفر بخش ویژه: غزل انتظار، بیداری اسلامی محدودیتی در تعداد و قالب آثار ارسالی وجود ندارد. (آثار ارسالی در قطع A4 و بصورت یکرو و با قلم لوتوس 12 تایپ شده باشند) فراخوان مقاله در باب زیبایی شناسی مداحی: موضوعات پیشنهادی: - رسالت مداحی یا کسوت مداحی؟ - ملزومات، بایدها و نبایدهای مداحی - جلوه های هنر و فرهنگ اسلامی در مداحی - مداحی دیروز، مداحی امروز - مداحی خنثی و مداحی ولایتمدار

محفل مداحان و شعرای اهل بیت همدان

(چکیده مقالات حداکثر در یک صفحه A4 و با قلم لوتوس 12 ارسال گردد.) مهلت ارسال آثار(اشعار و چکیده مقالات): اول آبان ماه 1390 (با عنایت به حجم آثار ارسالی، این مهلت به هیچ عنوان قابل تمدید نمیباشد.) نحوه ارسال آثار: ارسال آثار از طرق زیر امکانپذیر است: 1- درج پیام خصوصی در وبلاگ nasimesepide.blogfa.com 2- ایمیل payboos@yahoo.com 3- صندوق پستی: همدان - 65155-1369 4- دورنگار: 0811-2518708 نوشتن نام و نام خانوادگی، نشانی و شماره تماس الزامی است. اختتامیه سوگواره: همدان – 26 و 27 آبان ماه 1390 انجمن شعراء آیینی استان همدان محفل مداحان اهلبیت علیهم السلام همدان

م حقگو

سلام در وبگردیهایم به این وبلاگ پر بار رسیدم لذت بردم پس من هم با یک غزل بروزم و منتظر نقد و نظر شما

م حقگو

سلام در وبگردیهایم به این وبلاگ پر بار رسیدم لذت بردم پس من هم با یک غزل بروزم و منتظر نقد و نظر شما

م حقگو

سلام در وبگردیهایم به این وبلاگ پر بار رسیدم لذت بردم پس من هم با یک غزل بروزم و منتظر نقد و نظر شما

سهیلا

آقارضاتبریک میگم غزلهای زیبایی بود موفق باشید