خوشا سیاست ابروی تو...

دو چشم: این یکی آشوب، آن یکی تیزی

که سبزوار و نشابور را برانگیزی!

 

خوشا سیاست ابروی تو که از چپ و راست

گرفته نصف جهان را بدون خونریزی

 

به حکم موی تو از خیل سربه دارانم

خودت مگر که به خونخواهی ام به پا خیزی

خوشا به من که مرا با هزار سودایم

هزار مرتبه از موی خود بیاویزی

 

زمان رد شدن از قتلگاه دقت کن

روا مدار که از زندگان بپرهیزی

 

چقدر در دل این شعر خون به راه افتاد!

چقدر آب در این آسیاب می ریزی؟

قرار نیست پس از قتل های پی در پی

به رازدارترین آسیاب بگریزی؟

که آب ها کمی از آسیاب افتد و بعد

برای فتح جهان های تازه برخیزی...

 

مگر بخندی و اخمت رقیق تر بشود

مگر شرنگ و شکر را به هم بیامیزی...

 

15/6/1391

نیشابور

 

عصر شعر شاعران بی مرز هم با حضور جمع کثیری از شعرای نام آشنا برگزار شد. در جلسه مزبور غزلی را که در پیشانی مطلب آمد قرائت کردم. در ادامه نیز به درخواست عزیزان غزل تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی را خواندم...

روز خوبی بود. این هم تصاویر آن روز:

مجید معارف وند علیرضا بدیع رها ظفر سعید بیابانکی

مطلب در حال به روز رسانی ست...

/ 18 نظر / 139 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ققنوس

سلام بایه غزل و ترانه به روزم..............[چشمک]http://ghoghnoos262.blogfa.com

به نام سوره ی کوثر

سلام و خداقوت... دل نشین بود... هر چند از دل تا واژه آن قدر حجاب ساخته ایم که مخاطب را به جان مطلب و مطلوب نرساند هنریست برای خودش این پیوند "دل واژه" بخوانیدم... و نظر البته فراموش نشود ! یا علی

مشق مهربانی دل

سلام خداقوت و اشعار زیبایی دارید... آپم ومنتظر نظرات زیبای شما ممنونم[گل]

رضا طبیب زاده

سلام به روزم با: - چند گزاره - نه آقا! کی گفته اصلا؟! - شاید شعر (بعد یک عمر توی خود بودن - فرض کن از لب خودت بپری) منتظرم... پیروز باشید.

مازیار

سلام شاعر هم استانی... واقعا زیبا می سرایید و لذت بخش است خواندن شعرهاتان.با اجازه این غزل ر برای طرفدارانتان بازنشر کردم.[گل] و البته اگر مخالف بودید بفرمایید که حذف کنم.[گل]

سید

سلام روح لطیف واحساس پاکتان ستودنی است . اجازه میدهیدگل سرخ وبلاگتان رابه کاکتوس وبلاگم پیوندبزنم اجزاه می دهیدازعکس نام واشعارتان درپست روزهای دوشنبه به نام میهمانان مجازی انجمن ادبی عارف بجنوردی استفاده کنم ؟ الهی تاقیامت زنده باشید http://bojnord1400.blogfa.com/

SAM312..

سلام.چقدر زیبا و شیرین...خسته نباشی شاعر

طاهره پرنیان

رنگ اندیشه ات زیباست .واژه هایت آسمانی است.بامن زیرباران قدم زدی.ممنون

شیوا

زیبا عزیزم :)

رها

یاد باد علیرضا عزیز