العفو

رنگ دنیا را گرفتم، از خودم شرمنده ام

شیشه ی عطرم ولی از بوی بد آکنده ام

 

کم نخواهد کرد اشکم چیزی از بار گناه

من که خود آگاهم از سنگینی پرونده ام

 

دشمنی حاجت روا شد، ای بخشکد اشک من

دوستی رنجیده شد، ای وا بماند خنده ام

 

بازگشتم تا ببندی بال هایم را به شوق

بارالها! باز کن در را به رویم.. بنده ام!

شب نوزدهم ماه رمضان

تیر ماه 94

/ 35 نظر / 77 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرضیه احمدیان

سلام.شعرشما،احساس واقعی یک انسان رو در شبهای قدر برای مخاطب به تصویر میکشه.بدون اغراق بسیار زیبا بود.نیشابور

مرضیه احمدیان

سلام.شعرشما،احساس واقعی یک انسان رو در شبهای قدر برای مخاطب به تصویر میکشه.بدون اغراق بسیار زیبا بود.نیشابور

مرضیه احمدیان

سلام.شعرشما،احساس واقعی یک انسان رو در شبهای قدر برای مخاطب به تصویر میکشه.بدون اغراق بسیار زیبا بود.نیشابور

مرضیه احمدیان

سلام.شعرشما،احساس واقعی یک انسان رو در شبهای قدر برای مخاطب به تصویر میکشه.بدون اغراق بسیار زیبا بود.نیشابور

باران

چه عکس جالبی...

یک نویسنده ی آینده

سلام و خسته نباشید خدمت شما آقای بدیع مدتی ـست دربین وبلاگ ها و صفحه های شخصی و نوشته های این دنیای مجازی میگردم ؛ از هرجا و هر شخصی میخوانم و بعضی مواقع هم واقعا لذت میبرم! با شما هم از طریق همین گشت زنی در بین وبلاگ های ارزشمند آشنا شدم. دلیل پیام و غرض از مزاحمت من ؛ درخواست و خواهشی ازشما بود که واقعا نمیدونم اصلا قابلِ اجرا هست یا نه! ولی به هرحال کسی که میخواهد نویسنده شود ؛ باید همه ی تلاشش را بکند! راستش چند وقتی است که مینویسم ؛ بیشتر شخصی نوشت است ولی شخصی نوشته های ادبی که صرفا مرور خاطرات هر روز نیست. میخواستم "خواهش کنم" لطفا اگر روزی ، ساعتی ؛ جایی ؛ وقتی اضافه آوردید ؛ سری به نوشته های من بزنید و نظرِ ارزشمندتون رو برایم بنویسید. امیدوارم یک روز که صفحه ی وبلاگم رو باز میکنم با اسمِ شخص شما روبه رو بشم و قطعا این افتخار بزرگیه برام. ببخشید اگر خیلی وقتتون رو گرفتم ، پایدار و سلامت باشید[گل]

سلمان عيسائي

سلام هرروز هنر پنجم را مي بينم پيشنهاد مي كنم به خندوانه برويد در بخش بهترين لبخند اول مي شويد .ونكته ديگر اينكه بيت اول مصراع دوم اشتباه تايپي دارد وديگر اين كه دعوتيد به خوانش ترانه هاي من .

زهرا رفیعی

سلام داداشم خوبید؟ خیلی وقت بود به شعر خوانی نیامده بودم لذت بردم وخوشحالم که هنوز بعد از این همه مشغله دلم شعر است و گاهی قلمم.... راستی!گاهی وقت کنم هنر ژنجم هم نگاه میکنم شعر کم می خوانید متاسفانه! شاعر بمانی یا علی

نازنین

عاشق شعراتونم

الن

زیبا. حالم را خوش کرد