من و تو ماهی یک برکه بودیم

که قسمت بوده تا از هم جدا شیم

خدا تقدیرو اینجوری رقم زد

که از هم هفت دریا دور باشیم

 

کسی که نقش دنیا رو رقم زد

تو رو اون جا منو این جا کشیده

منو آواره کرده پشت هفت کوه

چشاتو اون سر دنیا کشیده

 

من و تو هفت کوه و هفت دریا

من و تو قرن ها فاصله داریم

خدا رو زودتر باید ببینیم

ازین تقدیر خیلی گله داریم

 

بیا خورشید رویاهای خوبم

منو این فاصله انداخت از پا

ببین این غربت نیرنگ و صدرنگ

عجب رنگین کمونی ساخت از ما

 

یه ماهی توی سینه م بی قراره

دل من برکه ی کاشیشُ میخواد

ازین دریا دلم خیلی گرفته

دل من حوض نقاشیشُ میخواد

 

علیرضا بدیع

/ 9 نظر / 2 بازدید
یاسمین

lمثل همیشه عالی و تک. موفق باشید جناب بدیع[گل]

یاسمین

lمثل همیشه عالی و تک. موفق باشید جناب بدیع[گل]

فاطمه

سلام جناب بدیع من تا به حال هیچکدوم از کتاباتونو نخوندم ولی قبل از اینکه شمارو از طریق برنامه هنر پنجم بشناسم تک بیت های زیبای شما رو خونده بودم و لذت بردم.خواستم بگم براتون ارزوی موفقیت بیش از پیش دارم و امیدوارم سلامت و خوشبخت و عاقبت بخیر باشید.[گل][گل][گل]

فاطمه

سلام جناب بدیع من تا به حال هیچکدوم از کتاباتونو نخوندم ولی قبل از اینکه شمارو از طریق برنامه هنر پنجم بشناسم تک بیت های زیبای شما رو خونده بودم و لذت بردم.خواستم بگم براتون ارزوی موفقیت بیش از پیش دارم و امیدوارم سلامت و خوشبخت و عاقبت بخیر باشید.[گل][گل][گل]

فاطمه

سلام اگه یه جواب کوچیک می دادید که منو خوشحال می کردید ولی خب حتما سرتون شلوغ بوده که نتونستید این کارو انجام بدید. یه سوال دارم دوست دارم که شما جواب بدید. دوگزینه ایه وقتتونم گرفته نمیشه. اینکه شما نوشتید یادداشت خصوصی یه رازه اقای بدیعععع؟؟؟ 1)بلی 2)خیر اگه این یکی رو جواب ندید دیگه واقعا به مردم داریتون شک میکنم.[ناراحت]

فاطمه

خب .اگه راز نیست چرا اینجوری نوشتید؟یعنی میخواستید شاعرانه بشه. ببخشید خب حتما خصوصی بوده که نوشتید خصوصی.من از شما به خاطر کنجکاوی بیش از حد معذرت میخوام. موفق باشید وسلامت [گل]

فاطمه

سلام جناب بدیع.من خودم هنوز اینستاگرام ندارم ولی در جریان پست های شما هستم. نسبت به خواننده خاصی تعصب ندارم و هر اهنگی رو که به نظرم خوب بیاد وبه دلم بشینه رو گوش میدم،به همین خاطر هیچ ادعایی در زمینه نظر دادن در مورداینکه ایا یه نقد شعر درسته یا خیرندارم.واین باور رو دارم که شما مدت زیادی رو در زمینه ادبیات وشعر گذروندید و الان در واقع در این زمینه استادید.صراحت و اطمینان شما نسبت به شعری که نقد میکنید رو تحسین میکنم.ولی جناب بدیع وقتی عده ای هستند که مانند مثال نرود میخ اهنین در سنگ میمونند،شما نباید بیهوده ارامش رو از خودتون بگیرید چون ارامشتون ارزشش از هر چیزی بیشتره.شما قطعا باتجربه تر و فهمیده تر از من هستید ولی باور کنید تمام این حرفارو به عنوان یه خواهر کوچکتر که نگران برادرشه گفتم.

فاطمه

یادمه یه روحانی در یک مراسمی که من شرکت کرده بودم میگفت انسان ها باید گاهی اعتقادات خودشونو مخفینگه دارند میشه حرف اون بزرگوارو به همین مساله تعمیم داد.شاید خیلی اوقات لازم نباشه شما حرف راست ومنطقی رو در جمع کسانی که شاید در پی ضربه زدن به شما باشند رو بیان کنید.راستش تا وقتی که عدهای نادان سعی و پافشاری به علم اندک و ناقص خود داشته باشند شما هم نباید با صراحت حرفی رو که حتی ازش مطمعنید رو بزنید.امیدوارم منظور منو متوجه شده باشید. من جایی به قلم خود شما خوندم که گفته بودید هرگز با ادم های احمق بحث نکنید چون این افراد اول شما رو به میزان حماقتشون پایین می اورند وبعد با حماقتشان شمارو شکست میدن.من تو برنامه دیشب شما رو خیلی گرفته و ناراحت دیدم.سعی کنید قبل از هر چیز ارامشو به خودتون هدیه بدید.جناب بدیع باور کنید حرف دلمه که براتون مثل یه خواهر نگرانم.شما رو دوست دارم ونمیتونم ناراحتی شما رو بیننم

فاطمه

.نمیگم کار اشتباهی کردید از اینکه حرف درست و منطقی(اینو چون شما استادید میگم)رو با صراحت گفتید،ولی ممکنه عدهای ادم احمق با شما از سر دشمنی برخیزند.من از این میترسم اقای بدیع.خواهش میکنم در بعضی از موارد شما هم اعتقادات خودتونو مخفی نگه دارید مگر زمانی که یه نوری از عقل و فهم و شعور رو تو جمع حس کردید.چون اون موقع میشه امیدوار بود نقد ویا هر حرف دیگه مثمر ثمر واقع میشه ومهمتر اینکه به خود شما و ارامشتون لطمه ای وارد نمیشه.[گل]