نام من عشق است

 

شبی با بید می رقصم ، شبی با باد می جنگم

که من چون غنچه های صبحدم بسیار دلتنگم

 

مرا چون آینه هرکس به کیش خویش پندارد

و الّا من چو مِی با مست و با هشیار یکرنگم

 

شبی در گوشه ی محراب قدری «ربّنا» خواندم

همان یک بار تارِ موی یار افتاد در چنگم

 

اگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیست

که من گریانده ام یک عمر دنیا را به آهنگم

 

به خاطر بسپریدم دشمان ! چون «نام من عشق است»

فراموش ام کنید ای دوستان ! من مایه ی ننگم

 

مرا چشمان دلسنگی به خاک تیره بنشانید

همین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم

 بدیع

 

26/5/1386

 

 

 

 

رباعی اذان

 

 

داخل که شدم ، به نام آهو گفتم

با اشک وضو گرفته ، «یاهو» گفتم

 

در مسجد عشق رفته بودم به نیاز

گفتند : اذان بگو ... من از او گفتم

26/5/1386

 

 

 

 

 

/ 84 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيد مهدی موسوی

۹ روز پيش اتفاق افتاد خبر نه عشقي بود نه جنايي... غمگين بود مثل خودم: «لب تاپ را دزد برد!» همه شعرهايم، داستان هايم، مقاله هايم، رمان نيمه تمامم، مطالب شماره ۲ مجله و... به همراه لب تاپ نابود شد ۸ سال زندگي ام سه كتاب آماده چاپم تقصير خودم بود كه هيچ كپي از هيچ چيز نگرفتم تقصير بودم كه زندگي ام فقط يك چيز داشت كه فقط يك چيز برايم مانده بود: ادبيات كه نابود شد!! الان نه مي خواهم ديگر خودكشي كنم نه بروم سراغ زندگي معمولي... فقط نياز به كمك دوستانم دارم جز شعرها و مقالاتي كه در خود وبلاگم و آرشيوش هست و كتاب هاي چاپ شده ام چيزي برايم نمانده اگر هر مطلب هر شعر هر داستان هر مقاله هر مصاحبه هر عكس و هر چيز ديگري از من داريد يا دوستانتان دارند خواهش مي كنم لطف كرده و به من برسانيد پيشاپيش ممنونم در اين روزهاي بد فقط شما دوستان را دارم و كنار پنجره اي زير آب منتظرم...

ماهان

.... به نقدتان محتاجم! محتاج تر از شنيده شدن حبسيه های يک ماهی!

حامد حسين خانی(بخواب فروردين)

سلام بر عليرضای هميشه شاعر شاعر مهربان عمو جان هر وقت به وبلاگت سر می زنم سرشار و سرزنده می شوم. تورا تا بوسه باشد می ستانم...

مرتضي پارسا

سلام ... مبارك باد. طبق وعده به روزم ،اما اين بار بي حرف . ... وتقديمي ِ عيد ، پيشكش حضورت : انسان كامل من نيستم در آينه من اين شمايل نيستم من زشترو هستم ولي اينقدر زايل نيستم دارم تماشا مي كنم تاراج خود را در زمان هر چند كه آزادم وبغداد وموصل نيستم شايد كه اين يك توطئه است از دوستان ِ دلخورم دلدار بودن كار دستم داده بي دل نيستم چون با خودم در نقطه ي دنجي فراهم مي شوم چون بين آدمهاي بي رنج جهان ول نيستم تمجيد هرچه بيشتر يعني تمسخر بيشتر وقتي كه مي دانند ومي دانم كه قابل نيستم خيلي مسائل هست تا درگيرشان باشم ولي جز يك نفر دگير با خيلي مسائل نيستم يك عشق نافرجام نه يك ماجراي ناتمام گرم گناهي ناقصم انسان كامل نيستم پاييز 86 - رمضان - تولد امام حسن

مرتضي پارسا

حاجی !... به جای اينکه دو تا مرتضی قاسمس بذاری تو پيوندات ... يکشو مرتضی پارساکن...

مهدی ميرآقايی

سلام تبريک برای چاپ مجموعه تان ...کاشان ذکر خيرت زياد شد جای شما خالی بود شما را لينک کرده ام به اميد ديدار

تارخ

دست از غزل مدار!که شاعرنمیشوی.سلام اقای بدیع خسته نباشی همه غزلهات رومیخوام.

تارخ

دست از غزل مدار!که شاعرنمیشوی.سلام اقای بدیع خسته نباشی همه غزلهات رومیخوام.

تارخ

دست از غزل مدار!که شاعرنمیشوی.سلام اقای بدیع خسته نباشی همه غزلهات رومیخوام.