تن تو ظهر تابستون  به یادم می آره 

رنگ چشمای تو بارون  به یادم  می آره 

                                                   « فریدون فروغی »

 

طرح جلد

شاید اگر ضمانتی می بود به باز آمدن دمی که فرو می دهیم  ، به این زودی ها مرتکب نمی شدم . نه این که بگویم برای ما زود است و شکسته بندی هایی از این دست  نه ! بلکه معتقدم می شد بهتر از این ها باشد .

ماه ها پیش از آن که به فکر جمع آوری مجموعه افتاده باشم ، عزیزی گفت : « بهتر نیست هرچه زود تر به کارهایت نظمی بدهی و مجموعه ای ... ؟ شابد روزی به فکر بیفتی که دیگر دیر شده باشد و ... »

گفتم : « اثری که تاریخ مصرف داشته باشد و به همین یک یا دو سال ارزش اش را از کف بدهد همان بهتر که هیچ گاه منتشر نشود ... » و دست نگاه داشتم .

عمومن قرار نیست اشیایی که در یک مجموعه کنار هم قرار می گیرند با هم ساز مخالف نزنند .

حال در این مدت گاه برای داشتن یا برداشتن یک غزل در مجموعه ، روزها و حتا ماه ها فکر کرده ام و در نهایت به نتیجه ای رسیدم که پس از مطالعه پی خواهید برد .

جای خیلی از غزل ها در آن سبز است . بگذار باشد حالا که هیچ چیزی در جای خودش مستقر نیست . ما هم که تافته ای جدا بافته از نظم این بی نطمی نیستیم .

آن ها را گذاشته ام برای آینده ای شاید نه چندان دور . شاید هم برای هیچ گاه !

تمام این حرف ها را مقدمه ای می کنم برای این که بگویم :

« حبسیه های یک ماهی که دل به دریا زد ... »  وارد بازار شد .

این دفتر مجموعه ای از ۴۵ غزل است که به پدرشان قول داده اند با هم کنار بیایند .

آن هایی را هم که گروه خونی شان اندک تفاوتی داشته در اتاقی جداگانه جای داده ام .

اتاق نخست با عنوان « که بود گفت کی ام ؟ » شامل ۳۳ ماهی هوازی و اتاق دوم با عناوان « با خودم یک شقیقه فاصله دارم » شامل ۱۳ پرنده ی آبزی .

این مجموعه با ۹۶ صفحه / قطع رقعی گزینه شعر های پاییز ۷۹ تا پاییز ۸۳ است که با شمارگان ۲۰۰۰ نسخه توسط انتشارات « نی نگار » و با قیمت ۱۲۰۰ تومان روانه ی بازار شده است .

 

وبلاگ غزل های نیشابور هم جوانه زد . لینک آن را در بالای همین صفحه می توانید بیابید .

تا بهانه ای دیگر ...

/ 77 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همسفر عشق

سلام ... آقا کم پیدایی ... بروزم و منتظر یا حق

همسفر عشق

سلام ... آقا کم پیدایی ... بروزم و منتظر یا حق

همسفر عشق

سلام ... آقا کم پیدایی ... بروزم و منتظر یا حق

همسفر عشق

سلام ... آقا کم پیدایی ... بروزم و منتظر یا حق

سید مهدی موسوی

سلام عزیز! با مطلبی تحت عنوان « من ناراحت نیستم... » به روزم حتما سر بزن شاید تا مدتها چیزی ننوشتم. منتظرم

خانوم

سلام چرا به روز نمیکنی مرد عاشق؟ .از عشق که گفتی / عاشقت شدم من / در خودم شکفتم و شقایقت شدم من .....

sima

سلام...(پر ندادند به مرغان که حصاری باشند/به نفس دل بسپارند و قناری باشند/)به منم سر بزن با يک غزل جديد به روزم...ممنونم از نوشته های زيبات منتظر حضور سبزت هستم

مجيد استيري

سلام عزيزم . من دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی بيرجند هستم . بيرجند تو رو ياد چی ميندازه ؟ بگم ؟؟ حجت خسروی !!! درسته ؟ شما رو اقا حجت اينجا به من و چند تايی ديگه از شاعرای دانشجو معرفی کرد (اسکول هنوز خودش پشت کنکوريه !!!!) به هر حال خوشحال ميشم که به من سر بزنی . خدانگهدارت .

مليحه

سلام ... تاوان کوچکی ، اين همه بزرگ نيست .بانيامدنت اوقات ما را هم تلخ کرده .شايد در کلبه ما چند متر تنفس پيدا شود ....

حامد امامی

سلام دوست عزیز . غزلهاتو خوندم . کتابت رو هم خوندم. خیلی برام جذاب بودن .عالی بود . بی اغراق می گم .من با کسی تعارف ندارم. من لینکتو خیلی وقته وارد کردم . اگر گذرت افتاد یه سر به من بزن.