گر به تو افتدم نظر ، چهره به چهره رو به رو

شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو

از پی دیددن رخ ات همچو صبا فتاده ام

خانه به خانه ، در به در ، کوچه به کوچه ، کو به کو

 

دوستان هماره ام سلام !

با عرض یک دنیا شرمندگی به آستان مقدس شمایی که هر بار با پست تکراری زیر رو به رو شدید . این را هم به پای دستاورد های شاعری - که همانا نامنظمی ست - بگذارید .

راستش در مدتانی که مثنوی هفتاد من ما به تاخیر افتاد ، درگیر برخی معادلات و نا معادلات بودیم .

در همین روزها چندین مجموعه شعر خواندنی به دستم رسید . از جمله : مجموعه ای رباعی از دوست خوبم جلیل صفربیگی با عنوان « هیچ » که مشتمل بر ۵۰ رباعی ست . به همراه دو مجموعه ی دیگر این شاعر نام آشنای ایلامی به نام های « شکلکی برای مرگ » و « و » .

 دیگر مجموعه ای که به شدت در خود تکان مان داد مجموعه ی شعرهای سیامک بهرام پرور شاعر خوب بهشهری ست که پیش از این مقام نخست جشنواره ی شعر جوان بندرعباس را از آن خود کرده بود .

« عطر تند نارنج » به تازگی و توسط انتشارات داستان سرا و با مقدمه ای از استاد محمد علی بهمنی روانه ی بازار شده ست .

 

و اما پس از این خطابه شما را به غزلی دعوت می کنم با طعم گس :

 

می رفت سمت در چمدانی که داشتی

ساعت به خواب رفت ، زمانی که داشتی ـ

کم کم برای رفتن آماده می شدی

از سرزمین ما به جهانی که داشتی

از آن دقیقه بود که یک در میان تپید

در نبض شعر من ضربانی که داشتی

بعد از دو چشم من به کجا خیره می شوند

چشمان نافذ و نگرانی که داشتی

پریای من ! دهان به دهان نقل می شود

با رودخانه ها جریانی که داشتی

از ماضی بعید به آینده می رود

آوازه ی دهان به دهانی که داشتی

این خاک را به ده هنر آغشته کرده اند

انگشت های قطره چکانی که داشتی

درباریان عرش برین غبطه خورده اند

این سال ها به تخت روانی که داشتی

مسحور واژه های تو بودند شاعران

از باب لحن و فن بیانی که داشتی

تاریخ معترف شده :  پیدا نمی شود

در جمله ی همیشه مکانی که داشتی

از شاهنامه آمده و چشم دوخته ست

« آرش » به ابروان کمانی که داشتی

« آن » ات چه بوده است که شش قرن پیش از این

حافظ سروده است از آنی که داشتی ؟

اردیبهشت آمده با تحفه های سبز

برگشته اند همسفرانی که داشتی ...

 

عطری به غیر عطر تو در این اتاق نیست

چیزی به غیر عکس تو بر روی تاق نیست ...

   

 

 

 

 

تا بهانه ای دیگر ...

 

 

/ 21 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
lida

سلام.به روزم ...

عبدالرضا کوهمال جهرمی

سلام و ارادت خاص امروز تو انجمن دو تا کارای زيباتو خوندم و... معرفی به دوستان ... اين کارت هم خيلی زيبا بود به من هم سر بزن به روزم موفق باشی و شاعر

meysammataji

salam. formalysme no manyfesty jadyyd dar shher masere iran. be weblog byayyd va nemonehayy az sheer ha ra bekhanyd . be dygaran eyyn etefaghe bozorg ra begooyd.

ميثم يوسفي

سلام رفيق.غزل ها مثل هميشه نبودند ولي رباعي ها چسبيدند.اينجا هم يک هجا کم داشتي گرچه مي شود سکوت هم گرفتش:(کم کم براي رفتن آماده مي شدي) شاد باشي و درست.

انتــــــــــظار...انتـــظار...ـ

سلام..................رباعی اول قشنگتر بود................اميدوارم اپديتت دفعه بعد معذرت خواهی نداشته باشه..................بهاراندامت هميشه برات بهاری باشه..............

انار خاتون

سلام........رباعی اول شيرين بود...خيلی..... موفق باشی

meysammatajid

salam . mamnoon az eynke be weblogam sar zady . khoshhal mysha, agar nazarate kameltary dar moorede sheer az shooma bekhonam. moafagh bashyd.

مرتضي حيدري آل كثير

مثل هميشه غزل خوبي بود تبريك مي گم ابيات 1و2و3قابل اعتنا بودند ولي به نظر مي رسد با آنكه ابيات ديگر كاملند ولي مي توانستند بهتر از اين باشند در ضمن مصرع اول بيت 4 فكر ميكنم مي بايست بجاي( ميشوند)(مي شدند ) استفاده مي كرديد بهتر و گيراتر بود شايد هم اشتباه چاپي بوده باشد باز هم مي گويم با اينكه غزل كا مليست ولي با زباني كه من حدود يك سال است از شما سراغ دارم متفاوت است وانتظار بيشتري از شما مي رود در ضمن بيت آخري كه در اصل تك بيت متفاوتيست خيلي شبيه تك بيت متفاوت آخري يكي از غزل هاي بنده است كه آن را مي توانيد در وبلاگ بنده مشاهده كنيد و من فقط به همين منظور اين غزل دو سال پيشم را مي زنم فقط نمي دانم كه اين تداخل دور يا در اصل شباهت را به كداممان تبريك گويم آدرس وبلاگم را ضبط كرده ام ما كه دوبار مي شود وقت زيادي را به شما اختصاص داديم اميدوارم شما نيز قلم رنجه فرماييد در ضمن كتاب جديدتان را مي خواهم در يافت كنم اگر شد چگونگي ارسال فيش وآدرس را نيز براي بنده قيد فرماييد /موفق باشيد «غزل ترين»