عید از راه آمد و انداخت یاد او مرا
سال نو پر کرد از آویشن و "آهو" مرا!

خانه ی دل را تکاندم، خانه ی دل را تکاند
من به دور انداختم بدخواه او را، او مرا

او نسیم نوبهار و من نهالی بی قرار
می کشد این سو مرا و می کشد آن سو مرا

کاش از راهی که رفته، بازگردد سوی من
مثل آن ایام بنشاند سر زانو مرا

کاش می دانست یک روحیم اما در دو تن
آن که دعوت کرد سوی جنگ رویارو مرا!

نیش خوردم از کسی که نوشدارو بوده است
عاقبت انداخت سال "مار" از زانو مرا

 

علیرضا بدیع

/ 19 نظر / 117 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهره

سلام خوبي عزيزززززززززززززززززززززززم؟بديع خيلي بدي.دلم واست يه كوچولوشده.تولدت مبارك داداشي.بيبين هنوزم يادمه ولي توبي معرفت حتي جوابي رو ايميلم ندادي كلي منتظربودم وهستم.دوستت دارم داداشي و واست بهترينارو آرزو ميكنم.بازم تبريك ميگم

طاهره کوهکن

لحظه چشم وا کردن تو از نخستین نفسگریه در یازدهمین صبح فروردین شصت و چهار تا بیست و هشت فروردین پیاپی پیاپی... عین یک چشم بر هم زدن بود لحظه ی دیگرت دور و دیر... سلام ""تولدتون مبارک""

راضیه فولادوند

سلام آقای بدیع وب و شعرتون عالیه خوشحال میشم به وبلاگ منم سر بزنید و نظرتون رو درمورد شعرهام بگید و اگه هم پسندیدی لینکم کنید موفق باشید

ز-ج

درود غزل زیبایی بود

من

ریدی با شعر گفتنو عاشق شدنت

مهدی عالی

سلام عزیزم این کار هم قشنگ بود ولی نه مثل کارهای در اوجت البته این بیت نشان از روزهای اوجت داره خ
انه ی دل را تکاندم، خانه ی دل را تکاند ‏م
ن به دور انداختم بدخواه او را، او مرا. ‏ ضمنا این شعر آدمو یاد شعر اصغرصالحی هم میندازه. خوشحالم که هنوز قلمت روونه

قاسمی

سلام دوست گرامی با پرونده ای برای " داریوش ملک پور " بروز و منتظر نقد و نظر شما

امیرحسام یوسفی

سلام اقای بدیع امکان داره غزل مدح حضرت زینب بنده رو نقد بفرمایید خوشحال میشم

صفورا

خیلی زیبا بود لذت بردم[گل]

زهره

خیلی قشنگ بود،موفق باشید.