سلام.

دلتنگی های خودم و فرمایش دوستانم مزید بر علت شد تا به این کلبه ی متروکه هم سری بزنم...

 ابیاتی از غزلی...

به دوستانم که دستم را گرفتند

و

به دشمنانم که دشنامم دادند...

 

  

 

پا به پای ماه و ماهی

 

آن که از متن پریشانی به ما آرام داد

ننگ را تقدیر آنان کرد و ما را نام داد

 

راه را گم کرده بودم، راهبر را هیچ گاه

دوست دستم را گرفت و دشمنم دشنام داد

 

تا گلو عمری بدهکاریم دستی را که باز

دور دیگر مستمندان را به مستی وام داد

 

چشمه ی دیروز اقیانوس فردا می شود

پا به پای ماه و ماهی می روم تا بامداد...

                                                                   12/5/87



 

 

 

 

 و ٣ رباعی در حد وسعم...

 

 

رباعی سواران 1

خوش باد سرافرازی یاران با هم

خون خواهی خیل سر به داران با هم

شمشیر زدند در رکابت ای عشق

رسوا شدگان به هم.. سواران با هم...

 

 

رباعی سواران 2

زان روز که از جمله ی یاران توایم

سردار توایم و سر به داران توایم

ای عشق دمی که می ستیزی با عقل

شادیم که هم راه سواران توایم

 

 

رباعی سواران 3

شادیم که از جمله ی یاران توایم

صد شکر که در خیل سواران توایم

ای عشق سرافراز تر از ما کس نیست

زان روز که جزو سر به داران توایم

 

ما خیلی ارادات داریم

 

علیرضا بدیع

/ 41 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد شعبانی

سلام با یک کار نیمه به روزم.. نور می پاشی؟ اگر چه تاریکم.. امید دارم بیایی و بتابی و بمانی و قبلش عینک آفتابی ام را بیاوری ماشین ظرف/شویْ چه راحت که می کند زن را/ خری‍‍ــ/ دنش به شما واجب است و بس!

علیرضا صادقی

آن که" در" متن پریشانی به ما آرام داد فکر کنم بهتر باشه . . . خوب بود شاید . . .

باران شهاب سنگ

سلام " من زودتر آپ مي شوم يا پاييز!؟! " همراه با يه شعر فمنيسمي(!) بروزم . با تبادل لينك چطورين؟ لينك هستين.

سارا گرجی

سلام عزیز تمام شاعرانگی ام را به روزم و منتظر ___________________________ رود به حاشیه نشست پل به انحطاطِ بوسه ، آب زد در من کسی ست به قدمتِ تاریخ به اقتباسِ شلیته ای می رقصد که اندازه اش نیستم برف و غلتی نیست تا بزرگ شوم اینجا برهوت هم نمی وزد . . . _____________________________ .: درختــــــان ایســــــــتاده می میــــــــــرند :.

مجید

نویسا و پایدار باشی علیرضا

رضوان محمدرضايي

سلامـــ... سالـ نو مباركـــــــ... دوستــــــــ به صرف يه قهوه ي تلخ دعوتين! بروزم و منتظر [گل] بارها "تو را من چشم در راه نقد ونظر" بودم نيامديد شعر پريشانتون رو خواستم(با دوست پريشانم و بي دوست ...) نفرستادين ! چرا؟؟ خب حداقل بگين كه ديگه مزاحم نباشيم!!!