سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی
دل بریدن هات حکمت داشت: دلبر داشتی

از دل من تا لب تو راه چندانی نبود
من که شعر تازه می گفتم، تو از بر داشتی

قلب من چون سکه های از رواج افتاده بود
آنچه در پیراهن من بود، باور داشتی

شر عشقت را من از شور پدر پرورده ام
قصد خون خلق را از شیر مادر داشتی

دشتی از آهو درین چشمت به قشلاق آمده
جنگلی از ببر در آن چشم دیگر داشتی

پشت پلکم زنده رودی از نفس افتاده بود
روی لب هایت گلاب ناب قمصر داشتی

خاطراتم را چه خواهی کرد؟ گیرم باد برد
بیت هایی را که از من کنج دفتر داشتی

ازین شعر دختری بیرون زده
که در را پشت سرش نبسته است...

 

علیرضا بدیع

/ 47 نظر / 97 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدیقه کشتکار

سلام دوست عزیز همیشه پیگیر اشعارتان هستم.من هم مثل خودتان شاعرم و عاشق غزل.البته به زیبایی شما نمی نویسم. خوشحال میشم به وبلاگ من هم سری بزنید و نظرات سازنده تان را برایم بفرستید. چسبی به دهانم زده ام آه نیفتد تا باز در این برکه غزل راه نیفتد موفق و موید باشید.صدیقه کشتکار«رشت» اسم وبلاگ غزل.

سعید سعیدی

پر احساس بود . لذت بردم . ولی ایکاش اینجوری می نوشتی : بره آهوئی درین قلبم به قشلاق آمده /// جنگلی پر ببر در آن چشم اخضر داشتی زیر پلکم زنده رودی از نفس افتاده است بیت هائی هم زمن در کنج دفتر داشتی این مصرع ها به مفهومی که شما بیان می کنید نزدیکتره . در خاتمه احساس زیبایت را می ستام

محمد

جاده های بی پایان را دوست دارم دوست دارم باغ های بزرگ را رودخانه های خروشان را من تمام فیلم هایی که در آنها زندانیان موفق به فرار می شوند دوست دارم دلتنگ رهایی ام دلتنگ نوشیدن خورشید بوسیدن خاک لمس آب در من یک محکوم به حبس ابد پیر و خمیده با ذره بینی در دست نقشه های فرار را مرور می کند.

مينا هژبري

سلام جناب بديع همين ديشب بود كه غزلي بسيار زيبا از شما را با صداي دلنشين حجت اشرف زاده با دوستان شنيديم و حظ اش را برديم . همين ديشب بود كه من و همسر شاعرم شما را شناختيم . غزل ماه و ماهي شما مرا بسيار درگير خود كرد . از همين رو هم امروز نام شما را براي خواندن اشعار ديگرتان سرچ كردم كه به اين جا رسيدم . ... امروز داشتم با خودم فكر مي كردم كه همسرم راست مي گفت اگر در اين غزل زيبا به جاي كلمه ي " آرامش " كلمه ي " تنهايي " بود و اي كاش به جاي " كاشي " كلمه ي ديگري . اما هر چه بود بي نظير بود و چه خوب كه ما عليرضا بديع را شناختيم . بروم . بروم و وبلاگ و غزل هاي شما را بخوانم .

تا اینجا خواندم

سلام معرفی کتاب زیبا و ناب از پنجره های بی پرنده http://baketab.blog.ir/post/33

اسلامی

سلام همیشه پی گیر شعراتون هستم بسیار زیبا و دلنشین هستند خوشحال می شم به منم سر بزنید باعث افتخاره

سلماء

سلام بازي باکلماتتون رو خيلي دوست دارم به خصوص دراين شعر ،هرکلمه اش پرازاحساس ومعنيه ،من کسی روکه باتمام وجودش شعر بگه رو تحسين ميکنم ،ماه قبل يه شب شعر يز داشتين ،خيلي اون شب رو دوست داشتم ولی به خاطر اين که گزارشگرم وقتم کم بود نتونستم تا آخر برنامه‌ باشم به خاطر اين که کمتر تونستم ازشعرهاتون استفاده ببرم ناراحت شدم. خيلي حرف زدم ،موفق باشين

سعیده ثنایی پور- فراخوان پنجمین جشنواره شعر رند کاغذین جامه

کانون شعر و ادب دانشگاه فردوسی مشهد ، پنجمین جشنواره شعر رند کاغذین جامه را برگزار می کند. پنجمین جشنواره شعر رند کاغذین جامه در سطح استان به بهانه ی بزرگداشت حافظ در 2 بخش آزاد و کلاسیک برگزار می گردد. کلیه علاقمندان تا 27 مهر ماه فرصت دارند تا آثار خود را به آدرس kanoon.adab@yahoo.com ایمیل نمایند یا به صورت نظر در وبلاگ کانون به آدرس kanoon-adab.blogfa.com بارگذاری نمایند.

شعردوست

سلام ممنون از شعر زیباتون. یک جورایی انگار نمونۀ معاصر شعرهای شاعران کلاسیکه و از این ویژگیش خوشم اومد. اما اینجا ربط مصرع اول و دوم رو نمی فهمم. شر عشقت را من از شور پدر پرورده ام قصد خون خلق را از شیر مادر داشتی (البته می دونم بدترین چیز درمورد شعر، توضیح خواستن و شرح و بسطه!! اما واقعا مصرع دوم به نظرم با مصرع اول جور در نمیاد؛ منظورم اینه که «از شیر مادر داشتی» بی ربطه و با «شور پدر» مصرع قبل نمی خونه!! (در صورتی که در نگاه اول مراعات نظیرش به چشم میاد. اما محتواش به هم نمی خوره. چون شور پدر هیچ اشاره ای به ازلی بودن عشقِ گوینده نداره، در حالی که شیر مادر به ازلی بودن دلفریبیِ معشوق اشاره داره). بیشتر شبیه بازی با کلمات شده.) البته واقعا شرمنده. من نه شعر بلدم بگم. نه وزن و عروض رو می شناسم و میدونم نوشتن چنین شعری حتما کلی وقت شما رو گرفته. اما اگر جای شما بودم، در این یک بیت تجدیدنظر می کردم چون بقیه بیت ها واقعا زیبا و حساب شده هستند. اگر چیزی هست که من متوجه نشدم، خیلی ممنون میشم توضیح بدین.