سلام

تسلیت ما را هم پذیرا باشید که استاد طاهره صفارزاده دیده از جهان فرو بست.

تبریک ما را هم پذیرا باشید که حضرت معصومه(س) دیده به جهان گشود.

عجب روزگار دون و بی مهری ست که یک چشم مان را اشک خواسته ست و دیگری را خنده!

تو می آیی.. من می روم.. آمدن شما و رفتن ما!!!

بگذریم... با این همه اگر حرفی بود دیوار ها سکوت نمی کردند..

 

غزلی با هم بخوانیم؟

حدیث نور

عفوفرمودیغلامروسیاهخویشرا

گرچهخودهرگزنمیبخشمگناهخویشرا

سایهاتراازمدارروسیاهانبرمدار

ماهازشببرنمیگیردنگاهخویشرا

چشمبرگلدستههامیدوزموحسمیکنم

کفتریدرسینهامگمکردهراهخویشرا

ابرهادرسینهامتاسربههممیآورند
میکشمتاتوسبغضگاهگاهخویشرا

درگذارازگنبدتتنهانهما،خورشیدنیز

برکشدازکاکلزرینکلاهخویشرا

تاحدیثنورگفتی،شاعرانلبدوختند

آهوانسرمهسا،چشمسیاهخویشرا

جزتوشاهینیستدرعالمکهگاهبارِعام

پرکندازخیلخاصانبارگاهخویشرا

درخراسانیافتم _ایآنکهمیگفتیمرا

برزمینپیدانخواهیکردماهخویشرا_

/ 57 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد مهدی ابراهیمی مدوار

...وزمین را تب یک حادثه از بن سوزاند شهـر را وسوســـه تنـــــد تمـــدن ســوزاند با سلام واحترام به روز و منتظر حضور و نظر کارگشایتان هستیم با سپاس فراوان انجمن شعر شهربابک

موسی

می کنم از غرب تاشرقت طلوع تا بگویم این دو حرف زندگانی کاش می ارزید از چاله درون چاه را؟ با تشکر از وبلاگ قلمدانهای مرصع و تشویق جنابعالی موفق امیدوار باشید[گل]

موسی

می کنم از غرب تاشرقت طلوع تا بگویم این دو حرف زندگانی کاش می ارزید از چاله درون چاه را؟ با تشکر از وبلاگ قلمدانهای مرصع و تشویق جنابعالی موفق امیدوار باشید[گل]

چکامه

تا حدیث نور گفتی، شاعران لب دوختند آهوان سرمه سا، چشم سیاه خویش را روح بانو طاهر زاده شاد باد! آقای بدیع مناظره حافظ و یار را دروب من بخونید...منتظرم متشکر هم هستم![نیشخند]

محسن عاصی

فلسفه های پشت بام زده ، فکرهای همیشه طاعونی زجر تشخیص زندگی از هیچ ، مثل تفکیک قیر از گونی . . . وبلاگ با غزلی جدید به روز شد . صمیمانه منتظر حضور و نظرات شما هستم . موفق و پیروز باشید.

مصطفی کارگر

سلام علیرضا جان. این همان شعری ست که برای جشنواره شعر امام رضا فرستادی؟