سلام ...

سکوت و لبخند را به یاد آور ...

این هم غزلی تازه 

 پیشکش به تویی که تنها دلگرمی ام در این زمستانی ...

به : خاتون نوشخند های ترش و آبدار

آورده است چشم سیاهت یقین به من

هم آفرین به چشم تو هم آفرین به من

من ناگزیر سوختنم  چون که زل زده ست

خورشید تیزچشم تو با ذره بین به من

ای قبله گاه ناز ! نمازت دراز باد !

سجاده ات شدم که بسایی جبین به من

بر سینه ام گذار سرت را که حس کنم

نازل شده ست سوره ای از کفر و دین به من

یاران راستین مرا می دهد نشان

این مارهای سرزده از آستین به من

تا دست من به حلقه ی زلفت مزین است

انگار داده است سلیمان نگین به من

محدوده ی قلمرو من چین  زلف توست

از عرش تا به فرش رسیده ست این به من

جغرافیای کوچک من بازوان توست

ای کاش تنگ تر شود این سرزمین به من ...

الهی   آمین !

/ 199 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعيده کشاورزی

وقایع اتفاقیه ی عصیان در فیلماشعر...با اولین پست به روزاست.

مهران فره راز

با سلام. من مهران فره راز هستم.۲۴ سال سن دارم و در بلوار ابوذر خيابان پيروزی تهران زندگی می کنم. من يک ساب دامين دارم که از پر بيننده ترين وب سايت های ايرانی هست . سايت من تشکیل شده از زندگی نامه ئ من و یک سری عکس از خودم . بهتون پيشنهاد مي کنم که نوشته های منو حتما بخونید چون ممکنه اثر خاصی تو زندگيتون داشته باشه. و خوشحال ميشم اگر نظری داشتيد به آدرس ای ميل من بفرستيد و يا آی دی منو اد کنيد تا در يک فرصت مناسب با هم چت کنيم. از دوستانی هم که به این وبلاگ سر می زنن, میخوام که به ساب دامین من هم تشریف بیارن و نوشته های منو بخونن و نظرشونو در مورد نوشته هام به من بگن. درضمن سایتم به روز است ... با تشکر... مهران فره راز. سايت من : URL:Http://www.Mehranfarahraz.4t.com ایمیل من : Mehranf8398@yahoo.com موبایل : 09353637700

کرمشاهی

سلام غزل خوبی بود خسته نباشيد ذر ضمن لينکتان هم اضافه شد

هديه

سلام من به روزم بهم سر ميزنی همشهری؟

پيام سيستاني

درود بر بديع عزيز دست مريزاد نازنين . به گمانم سمت و سوی غزل و نيز جان تاريخی غزل را يافته ای . می ماند نوشتن و سرودن . در هم تنيدگی سنت و نو همان چيزيست که به گمانم می تواند ما را از پريشان گويی و سردرگمی رهايی دهد و به جان تاريخی غزل نيز نزديک تر شود . آفرين فروتنانه شما را به خواندن غزل هايی ناچيز دعوت می کنم . ارادتمند شما : پيام سيستانی

حسين ديلم کتولی

سلام...دنبال نشانی سهراب بودم که قطاری از شمعدانی افتاد...بادوکار به روزم...منتظر نگاه مهربانت .....ممنون

صهبا

سلام...چی بگم خوبه؟!!! یه مدته که مطلبای جدیدتون بالا نمیان و ما کماکان باید برای مطلب عیدتون نظر بذاریم... اما...

مظاهر کثيری نژاد

سلام عليرضای عزيز. شعر واقعاْ زيبايی بود که بعد از مدت ها وبگردی خوندمش.و همچنين کشف های جديد.مخصوصاْ بيت قبله و نماز و سر ساييدن خيلی لذيذ بود. راستی با يک غزل جديد به روزم و شديداْ تشنه نقد.منتظر نظراتت می مونم. راستی لينکت رو به ويترين خودم اضافه کردم.خيلی خوشحال ميشم که دوطرفه باشه. يا علی

پاییز

سلام. و خسته نباشید. نمیدونم این وبلاگ توسط خود آقای بدیع مدیریت و به روز میشه یا کسی دیگه. بهر حال من عاشق شعرهای ایشون هستم .به ایشون و هرکسی که وبلاگ رو مدیریت میکنه خسته نباشید میگم .زنده باشید.ضمنا الان هم وبلاگ شمارو لینک میکنم.[گل][گل]

فاطمه

زیبا بود...مثل اناری که به وسط خیابان آمده باشد.... من با این شعر زندگی کردم....