سلام.
دلتنگی های خودم و فرمایش دوستانم مزید بر علت شد تا به این کلبه ی متروکه هم سری بزنم...
ابیاتی از غزلی...
به دوستانم که دستم را گرفتند
و
به دشمنانم که دشنامم دادند...
پا به پای ماه و ماهی
آن که از متن پریشانی به ما آرام داد
ننگ را تقدیر آنان کرد و ما را نام داد
راه را گم کرده بودم، راهبر را هیچ گاه
دوست دستم را گرفت و دشمنم دشنام داد
تا گلو عمری بدهکاریم دستی را که باز
دور دیگر مستمندان را به مستی وام داد
چشمه ی دیروز اقیانوس فردا می شود
پا به پای ماه و ماهی می روم تا بامداد...
12/5/87
و ٣ رباعی در حد وسعم...
رباعی سواران 1
خوش باد سرافرازی یاران با هم
خون خواهی خیل سر به داران با هم
شمشیر زدند در رکابت ای عشق
رسوا شدگان به هم.. سواران با هم...
رباعی سواران 2
زان روز که از جمله ی یاران توایم
سردار توایم و سر به داران توایم
ای عشق دمی که می ستیزی با عقل
شادیم که هم راه سواران توایم
رباعی سواران 3
شادیم که از جمله ی یاران توایم
صد شکر که در خیل سواران توایم
ای عشق سرافراز تر از ما کس نیست
زان روز که جزو سر به داران توایم
ما خیلی ارادات داریم
علیرضا بدیع
