به دلایلی این ایام بیشتر نیاز به همبستگی ملی و عمومی داریم. 
ازین رهگذر یادم از شعری ملی و میهنی از منزوی آمد 
ولی هرچه در دنیای مجازی چرخیدم چیزی فرادستم نیامد. 
تا اینکه در دنیای واقعی به سروقت کتابخانه و دیوان منزوی رفتم 
و شعر مزبور را از لابلای اوراق روشن دیوانش یافتم و تایپ کردم. 
امیدوارم علاوه بر این که لذت می برید در نشر آن هم مساعدت فرمایید. 
شعر زیبایی ست و غرور ملی ما را زنده میکند.
این که چرا این شعر زیبا تا به امروز در دنیای مجازی منتشر نشده است بحث مجزایی ست:

ایران من! ای خاک همایون من، ایران
ای عشق تو آمیخته با خون من، ایران!
ای منبع الهام من! ای شور تو جاری
در شعر تر و نغمه ی موزون من ایران!

ای همّت مردان تو، چون نام بلندت
همتای دماوندت و همسنگ سهندت
روزی که تو آهنگ شکارت به سر افتاد
شیر فلک آمد چو اسیری به کمندت

ایران! خزرت زنده و پر همهمه باشد
کارون تو زاینده و پر زمزمه باشد
تا عرصه ی نام است جهان، ناموران را
زانِ تو سرافرازترین همه باشد

افکنده شد آن کس که سرافکنده تو را خواست
شرمنده شد آن خصم که شرمنده تو را خواست
خود، بنده ی فرهنگ درخشان تو آمد
آن قوم که از روی طمع، بنده تو را خواست

ایران من! آفاق تو را زیر نگین باد
خورشید جهان تاب تو تابنده ترین باد
تو صخره ی صمّایی و موج اند حوادث
تا بوده چنین بوده و تا هست چنین باد
انوشه روان حسین منزوی
 
با احترام: علیرضا بدیع