سلام دوستانم

دلم برای تان تنگ شده است. ببخشاییدم اگر کمتر به این خانه سر می زنم. دلم مدام با شماست اما بیشتر در فیس بوک مشغولم تا این جا که هر مریض احوالی از راه می رسد سنگی به شیشه اش پرتاب می کند.

در این مدتی که نبودم کارهای زیادی انجام شده و کارهای بسیار زیادی به انجام نرسیده اند.

اتفاق های خوبی افتاده اند و اتفاق های خوب تری در راه اند. امیدوارم برای شما هم این چنین بوده باشد.

به امید خدا به زودی با خبر تجدید چاپ یکی از مجموعه هایم خدمت خواهم رسید. مجموعه ای که به گفته ی ناشر در روزهای نمایشگاه پر فروش ترین کتابش بوده است و این را مرهون مهر شما هستم که در روزهای خوب نمایشگاه کتاب شرمنده ام ساختید. خبرش را از این جا بخوانید:

کتابهای برقعی و بدیع بیش از دیگر شاعران مورد استقبال قرار گرفت

این روزها جز غزل سرگرم ترانه و نصنیفم و در حال همکاری با یکی از مفاخر موسیقی سنتی که پس از انتشار آلبوم جزییاتش را عرض خواهم کرد. و اما در ادامه...

این غزل تازه باشد برای شما:

 

ازین سوی خراسان بلکه تا آن سوی کنگاور

چه طرفی بسته ام ای دوست از این نام ننگ آور؟

 

اگر سنجاق مویت وا شود از دست خواهم رفت

که سربازی چه خواهد کرد با انبوه جنگاور؟

 

دلم را پیشتر از این به کف آورده ای؛ حالا

زلیخایی کن و پیراهنم را هم به چنگ آور

 

به دست آور دل آن شاه ترسو را به ترفندی

به لبخندی سر این شیخ ترسو را به سنگ آور

 

به استقبال شعر تازه ام بند قبا بگشا

مرا از این جهان بی سر و سامان به تنگ آور

 

فراموشی در این شیشه ست، خاموشی در آن شیشه

شرابت هوشیارم می کند قدری شرنگ آور...

 

علیرضا بدیع

 

این هم لینک دانلود تصنیفی از من به صدای سالار عقیلی با ذکر این نکته که تصنیف را بر روی ملودی ای از آرش کامور نوشتم:

دانلود آواره ی دشت

و در پایان خبری خوش در باب همین تصنیف:

کنسرت سالار در جوار خلیج فارس

علیرضا بدیع سالار عقیلی آرش کامور سبوی تشنه