با دست زیر چانه تو را آه می شکم

چون غنچه ای که آخر اسفند عید را...

 

درود... پیشاپیش سال نو مبارک... 

این هم عیدی مختصرم به شما که گفت چه کند بی نوا ندارد بیش!

دو بیت از یکی از آخرین غزل هام که به زودی در دفتر شجره نامه ی یک جن منتشر خواهد شد:

انداخت شاعران قسم خورده را به بند

زلفت که لاف سلطنت عادلانه زد

 

گیسوی پرشکنج تو در آن شکنجه گاه

هشتاد ضربه بر تن من تازیانه زد

ارادتمند: علیرضا بدیع

 

علیرضا بدیع