امان از ریاکاری...
چرا برخی از کسوت انسانیت عار دارند و به کسوت کبک ها پناه برده و سرشان را درین زمستان استخوان سوز زیر برف کرده اند؟
آقا یا خانمی که تا دیروز در جشنواره شعر دارقوزآباد شرکت می کردی، حالا اگر به هر دلیل موفق به کسب عناوین بالاتر نشده ای گذشته ات را پنهان نکن! یا دست کم اگر چنین کردی به دیگر کسانی که امروز در این تریبون ها شرکت می کنند اهانت نکن!
آقایی که تا دیروز به انتشارات دولتی همه طور انگ و ونگ می زدی! امروز که انتشار اثرت را تقبل کرده دیگر پیف پیف بو نمی دهد؟
آقایی که سال 88 به من گفتی برو برای شرکت در فلان نشست برائت نامه بنویس!!! امسال که خودت را دعوت کرده اند و شعر نچسبی هم دست بر قضا خوانده ای، دیگر حاجت به بری بودن ازین مراسم نیست؟
آقایی که تا دیروز معتقد بودی مصاحبه با فلان ارگان یا نهاد دنی ترین اعمال است! حال که به خودت تریبون مصاحبه داده اند همه چی آرومه؟
دست بردارید تو را به ناموس تان. ریاکاری تا کی؟ تا کجا؟