چلّه ی تاک منتشر شد.

چلّه ی تاک:

نمایشگاه بین المللی کتاب، سالن ناشران عمومی، راهرو ٢٣، غرفه یک، انتشارات فصل پنجم.

چاپ دوم "از پنجره های بی پرنده" را نیز می توانید از همین انتشارات _فصل پنجم_ بخواهید.

چاپ دوم "گنجشک های معبد انجیر" نیز در انتشارات "تکا" موجود است. این مجموعه با این که جزو کتب مورد نظر برای چاپ بود، سال پیش به نمایشگاه نرسید و شرمنده دوستان شدیم. منتها مرداد ماه ٨٨ منتشر و آبان همان سال به چاپ دوم رسید. امسال برای نخستین بار است که این دفتر در نمایشگاه کتاب عرضه می شود.

و یک خبر هم برای عزیزانی که مدام سراغ مجموعه "حبسیه های یک ماهی که دل به دریا زد" را می گیرند و هر بار بنده شرمنده محبت شان می شدم: تمامی ۴۶ غزل مجموعه نامبرده در مجموعه "گنجشک های معبد انجیر" آمده است. با تهیه این مجموعه علاوه بر غزل هایی منتشر نشده می توانید به "حبسیه ها..." نیز دست یابید.

گنجشک های معبد انجیر :

نمایشگاه بین المللی کتاب، سالن ناشران عمومی، راهرو ١٣، غرفه ١۵، انتشارات تکا.

درود بر شما. بلاخره به هر زحمتی بود غزل های تازه ام مجوز نشر گرفت و علی رغم قیچی سانسور منتشر شد. حضرات پرده نشین و مستوره! در ابتدا با ۶ غزل دست به گریبان بودند. راستش رضا به داده ندادم و ابرو پرچین کردم و ناشر محترم توانست مجوز ۵ غزل را به هر زحمتی بود بگیرد. حال یک غزل را از مجموعه کنار هلیده اند. راستش من نیز هنوز نمی دانم کدامین شان است تا روز افتتاحیه نمایشگاه که به منظور شرکت و به عشق دیدار شمایان جاده ی نیشابور-تهران را هموار خواهم کرد. از ١۵ اردیبهشت در نمایشگاه حضور خواهم یافت و در غرفه های تکا و فصل پنجم رحل اقامت خواهم گزید. پس امسال با ٣ مجموعه در نمایشگاه حضور خواهم داشت. چونان سال های پیش چشم انتظار دیدار دوستان هستیم. به امید دیدار...

 

به جرم این که دلم آه هست و آهن نیست

کسی به جز تو درین روزگار با من نیست

 

نه یک.. نه ده.. که تو را صدهزار بافه ی مو

دریغ ازین که مرا صدهزار گردن نیست!

 

تو را چنان که تویی، هیچ شاعری نسرود

"زنی چنین که تویی جز تو هیچ کس زن نیست" ١

 

 (مخاطبان عزیز! این زنی که می شنوید،

فرشته ای ست.. که البته پاک دامن نیست

که دست هر کس و نا کس دخیل دامن اوست

ولی رسالت او مستجاب کردن نیست

طنین در زدن اش منحصر به این فرد است

که هیچ طنطنه ای این قدر مطنطن نیست)

 

- خوش آمدی! بنشین! آفتاب دم کردم..

که "چای دغدغه ی عاشقانه ی" من نیست ٢

زمانه ای شده خاتون! که هفت خوان از نو

پدید آمده اما یکی تهمتن نیست

به دور هرکه بچرخی به دورت اندازد

اگرچه قصه ی ما قصه ی فلاخن نیست

 

تو را به خانه نیاورده ام گلایه کنم

شب است و وقت برای گلایه کردن نیست

بیا ازین گله ها بگذریم و بگذاریم

زمان نشان بدهد دوست کیست.. دشمن کیست..

از دفتر چلّه ی تاک _ علیرضا بدیع

 

١- وامی از زنده یاد حسین منزوی

٢- وامی بی بهره از حسن صادقی پناه!