ابیاتی از غزلی ازلی...

 

 

مباش در پی کتمان.. که این گناه تو نیست

که عشق می رسد از راه و دل به خواه تو نیست

به فکر مسند محکم تری از این ها باش

که عقل مصلحت اندیش تکیه گاه تو نیست

سیاه بخت تر از موی سر به زیر تو باد

هر آن که کشته ی ابروی سر به راه تو نیست

سیاه لشگر مویت شکست خورده مباد!

نشان همدلی انگار در سپاه تو نیست

کشیده اند نشابور را به بند و هنوز

خیال صلح درین خیل روسیاه تو نیست

به خویش رحم کن ای شاهدخت کشور حسن

چرا که آینه تاب آور نگاه تو نیست...

 

سلام.

دومین مجموعه ی غزل هام به نام "گنجشک های معبد انجیر" توسط انتشارات تکا و به پشتیبانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مراحل چاپ را سپری می کند.

این مجموعه محفلی ست از ٩٠ غزل عاشقانه و غیر عاشقانه که با تیراژ ١٢٠٠٠ و در ٢٠٠ صفحه به زیور چاپ آراسته شده ست. گفتنی ست که این مجموعه به انتشار آثار ٧٠ تن از شعرای معاصر از مهرداد اوستا تا کوچک ترین شان که حقیر می باشم خواهد پرداخت. مجموعه ی مزبور  یکی از ٧٠ مجموعه ای ست که مقرر است تحت عنوان هفتاد شاعر هفتاد کتاب منتشر شوند. تا این لحظه حدود ۴٠ شماره از این مجموعه روانه ی بازار شده ست.

سومین مجموعه ی غزل هام نیز به زودی به دست تان خواهد رسید. بر پیشانی مجموعه نوشته است: "از پنجره های بی پرنده".

مجموعه ای از ٣٠ غزل که گزیده ای ست از غزل های تازه تر.

این دفتر نیز با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و به واسطه ی دبیرخانه ی جشنواره شعر فجر منتشر خواهد شد.

و اما تازه های نشر:

"دری بر پاشنه ی اندوه" مجموعه شعر تازه ای ست از جواد گنجعلی در بر گیرنده ی یک زنبیل  شعر سپید. پیش از این نام جواد گنجعلی به غزل هایش گره خورده بود که با دفتر چهارم شخص مفرد روانه ی بازار شده بودند. جواد نشان داده است که علاوه بر غزل می تواند دریچه هایی بدیع نیز بر سپید بگشاید. زبان منحصر به فردی که در این سطر ها به کار گرفته شده است طعم عصر های نم خورده ی نیشابور می دهد.. طعم چای با طعم خدا و طعم میکده ای متروک را. این زبان سنتی به ما فرصت می دهد تا دقایقی در لابلای صفحات کتاب به جستجوی نداشته های مان بپردازیم.

سرشناسه ی این دفتر را با هم می خوانیم:

نام کتاب: دری بر پاشنه ی اندوه

سروده ی: جواد گنجعلی

شمارگان: ١٠٠٠ جلد

قیمت: ١٨٠٠ تومان

نوبت چاپ: اول/ ١٣٨٧

چاپ: شاهین

انتشارات: سخن گستر

مشخصات ظاهری: ١٢٠ صفحه

 

به تقدیر دری می گشایم از این کتاب بر خویش:

 

برای اندوه کیارنگ

 

معشوق من!

کاش من و تو

دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم

تنگ در آغوش هم

خوابیده در قفسه های کتابخانه ای روستایی

گاهی تو را

گاهی مرا

تنها به سبب تشدید دلتنگی هامان

به امانت می بردند

 

معشوق من!

کاش می دانستم

پشت آن جلد کهنه چه چیزی را پنهان می داری

که همواره

خواب مرا

بر می آشوبد

شاید آخر قصه را

 

برای دریافت این مجموعه به فرمایش جواد نازنین می توانید با بنده تماس حاصل فرمایید. دوستان ارجمند که در شهرهای خویش در جلسات ادبی شرکت دارند آماری درست از علاقه مندان این مجموعه به دست ما برسانند تا برای ارسال کتاب اقدام شود.

یا عشق...