کم حوصله ام

مثل گلی اول پاییز

قصری که مقارن شده با حمله ی چنگیز

 

بر شاخه ی تنهایی من،

 چند پرنده

دلگرم به ذکر غزلی رشک برانگیز

 

من شاید دیواره ی یک غار قدیمی

آزرده ام از آدم ها

مثل تو، من نیز...

 

از لای لبم، سر زده یک شاخه ی گیلاس

از لاله ی گوشت غزلی تازه بیاویز!

 

علیرضا بدیع / غزل _ سپید 1

25/8/93


نویسنده : علیرضا بدیع + تو ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۳/۸/۳٠



 


نویسنده : علیرضا بدیع + تو ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۳/٥/٢٦



 

 


سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی
دل بریدن هات حکمت داشت: دلبر داشتی

از دل من تا لب تو راه چندانی نبود
من که شعر تازه می گفتم، تو از بر داشتی

قلب من چون سکه های از رواج افتاده بود
آنچه در پیراهن من بود، باور داشتی

شر عشقت را من از شور پدر پرورده ام
قصد خون خلق را از شیر مادر داشتی

دشتی از آهو درین چشمت به قشلاق آمده
جنگلی از ببر در آن چشم دیگر داشتی

پشت پلکم زنده رودی از نفس افتاده بود
روی لب هایت گلاب ناب قمصر داشتی

خاطراتم را چه خواهی کرد؟ گیرم باد برد
بیت هایی را که از من کنج دفتر داشتی

ازین شعر دختری بیرون زده
که در را پشت سرش نبسته است...

 

علیرضا بدیع


نویسنده : علیرضا بدیع + تو ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۳/٤/٢۱


 

آغوش تو چقدر می آید به قامتم

در آن به قدر پیرهن خویش راحتم

می پوشمت که سخت برازنده ی منی

امشب به شب نشینی خورشید دعوتم

با خود تو را به اوج _ به معراج_ می برم

امشب اگر به خاک بریزد خجالتم

ده رند خبره اند سرانگشت های تو

یورش می آورند شبانه به غارتم

این ده شریک قافله، این ده رفیق دزد

تا آمدم به خویش، ندادند مهلتم

بازار شام کن شب مان را به موی خود

بگذار تا شلوغ شود با تو خلوتم

بر شانه ام گدازه ای از بوسه ها گذار

قافم ولی تمام شده استقامتم

بگذار تا دخیل ببندم به دامنت

حالا که در حریم تو گرم زیارتم

من سیرتم همان که تو می خواستی شده

لب تر کنی عوض شود این بار صورتم!

جنگیدم و به گنج تو فرمانروا شدم

این است از تمامی دنیا غنیمتم

با من بمان که نوبت پیروزی من است

چیزی نمانده است به پایان فرصتم

 

علیرضا بدیع


نویسنده : علیرضا بدیع + تو ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۳/۳/٢



 

درود

مجموعه "همواره عشق" که گزیده ی شعر عاشقانه از بزرگان معاصر است با حمایت دوستان تجدید چاپ شد.

این مجموعه به کوشش علیرضا بدیع و توسط نشر سپیده باوران منتشر شده بود.

 



نویسنده : علیرضا بدیع + تو ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۳/٢/۱٩


درود

به لطف خدا و محبت شما عزیزان مجموعه ی تازه منتشر شده "شجره نامه ی یک جن" توسط انتشارات فصل پنجم در نمایشگاه کتاب به چاپ مجدد رسید.

از تمامی دوستانی که نسبت به این دفتر ابراز لطف داشته اند سپاس گزارم.

این هم گوشه هایی از عنایت شما به مجموعه:

 

 

 

 

 

به زودی با غزلی که تازه به تور انداخته ام باز می گردم.


نویسنده : علیرضا بدیع + تو ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۳/٢/۱٦



پر فروش‌ترین کتاب‌های فصل پنجم در این چهار روز
1. قرار نشدـ مهدی فرجی
2. شجره‌نامه یک جن ـ علیرضا بدیع
3. شعرهای دیگرـ حنیف خورشیدی
4. مهرابان ـ امید صباغ نو
5. ن ـ حسین جنتی
6. دهه‌ی شصتی‌ها ـ عزیز عباسی
7. چرا که نبودی ـ لیلا کردبچه
8. رقعه ـ سید حمیدرضا برقعی
9ـ دور آخر رولت روسی ـ حامد ابراهیم پور
10ـ اگر تا هفت بشماری ـ نیلوفر لاری پور

به نقل از صفحه ی محسن بیگی عزیز در فیس بوک. خسته نباشی محسن جان.

با تشکر از همه ی دوستان عزیزم که شرمنده ام فرمودند.
 
 
 
 


نویسنده : علیرضا بدیع + تو ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۳/٢/۱٤



 

نگاهی به مجموعه «شجره نامه یک جن» سروده علیرضا بدیع ؛

دمی در آینه خود را ببین و آه بکش

گروه هنر- آرش شفاعی - برای کسانی که غزل جوان روزگار ما را دنبال می‌کنند، نام «علیرضا بدیع» نامی آشناست و کمتر علاقه‌مند غزل است که برخی شعرها و یا حداقل تک بیت های او را نشنیده و به خاطر نداشته باشد.

شعرهای علیرضا بدیع در مجموعه «شجره نامه یک جن» ادامه غزلهایی است که در گذشته از او خوانده ایم. او همچون برخی از شاعران غزلسرای روزگار ما به فرمول های مورد نیاز برای سرودن شعرهایی توجه برانگیز دست یافته است و این مسأله در کنار تسلط او بر زبان و خیال و نیز توانایی مضمون آفرینی اش باعث شده که به یکی از پرمخاطب ترین شاعران جوان روزگار ما بدل شود که البته توفیق کمی هم نیست.
فرمول آشنایی که از آن سخن گفته شد، باقی ماندن در فضای ذهنی و معادلات غزل سنتی فارسی و اضافه کردن مضمون ها و کشف های تازه زبانی و تصویری برای نوکردن پوسته این قالب است؛ این اتفاقی است که در بهترین شکل آن در دهه های گذشته در غزل حسین منزوی رخ داده است و بدیع و شاعران دیگری که در شعر امروز غزلسرایان نئوکلاسیک محسوب می‌شوند، در حقیقت میراث بران او در شعر امروزند.
در این شکل از غزل، روابط و مناسبات غزل سنتی بازآفرینی می‌شوند و شاعر همچنان به جنبه های تغزلی آشنای غزل وفاداراست:
باز آمده ام دست به دامان تو باشم
کافر شوم از غیر و مسلمان تو باشم
یا:
بیار سرمه و بر چشم‌های ماه بکش
دمی در آینه خود را ببین و آه بکش
(البته مشخص نیست در ترکیب چشم‌های ماه، با یک ترکیب استعاری روبه روییم یا وصفی. اگر ترکیب استعاری باشد ماه در ساختار بیت بی دلیل آورده شده و اگر ترکیب وصفی است، شاعر باید می‌گفت بر چشم‌های «ماهت»، ضمن اینکه تغییر «به» به «با» مصرع را از سلاست انداخته است.) 
یا:
آن چشم مست راه دلم را شبانه زد
این دزد تازه کار به دیوانه خانه زد
البته توانمندی مضمون آفرینی شاعر آنقدر هست که در دل همین تغزل هایی که بر پایه توصیف یک «تو» ی غایب سروده شده است و در میانه مناسبات عادت شده غزل فارسی، مضمون‌های تازه و تصویرهای جذاب بیافریند و اصولاً استواری و شهرت غزلهای شاعرانی مانند بدیع به واسطه همین تک بیت‌های درخشان است و شاعرانی چون او را باید شاعر بیت الغزل‌ها دانست:
خوش به حال بوته یاسی که در ایوان توست
می تواند هر زمان دلتنگ شد بویت کند
تذکر این نکته البته اضافی است که در همین روابط و نسبت‌های تکراری، شاعران امروز با دخل و تصرف و وارد کردن عناصر امروزی سعی در بازسازی این روابط و امروزی کردن آن به منظور لذت بیشتر مخاطب دارند. برای مثال مفهوم تغییر نام خیابان به نام یک شهید، کاملاً امروزی است، اما بدیع با همین مضمون در دل یک غزل کاملاً سنتی به خوبی بازی کرده است و اینچنین بیتی آفریده است:
شهید نیستم اما تو کوچه خود را 
به پاس اینهمه دلدادگی به نامم کن
البته علیرضا بدیع در میان همسن و سالان خود که به غزلسرایی شهره‌اند از همه بیشتر جسارت دست بردن در غزل را داشته است.
این ویژگی از همان نخستین مجموعه شعر او «حبسیه‌های یک ماهی که دل به دریا زد» مشخص بود، اما او در مجموعه‌های بعدی اش «از پنجره های بی پرنده» و «چله تاک» بیش از پیش از این جسارت های فرمی و زبانی دور شد و به زبان فخیم ، مضمون یابی های تک بیتی و تغزل های یک طرفه و آشنا روی آورد. نکته مهم در تازه‌ترین مجموعه شاعر این است که بدیع دوباره به همان جسارت های دوران نخست شاعری اش بازگشته است و در فرم و زبان و این بار حتی در مضمون نوآوری هایی کرده است که اگر چه همگی موفق نبوده اند ، نشان دهنده این است که توفیق غزلسرایی فرمول بندی شده ، شاعر را از تلاش برای رسیدن به فرم‌های نو باز نداشته است. 
به این شعر توجه کنید:
فرمانده حکم سنگسارم هستم
سرجوخه صبح تیربارم هستم
جلادم و پای چوب دارم هستم
دنبال گل عروس می‌گردی و من
دنبال گل سنگ مزارم هستم
شاعر به راحتی می‌توانست از یکی از سه مصرع نخست صرف نظر کند ( چرا که خود او هم می‌داند مثلاً در مصرع سوم چوبه دار را به چوب دار بدل کرده است) اما اصرار لجوجانه او در حفظ این مصرع و باز اصرار در نامیدن مجموعه به عنوان «غزلیات علیرضا بدیع» نشان می‌دهد که او اصولاً به دنبال ایجاد نوعی حیرت در تعیین قالب شعری برای مخاطبش بوده است و از آنجایی که هر نوع خروج از هنجار می‌تواند سبب ایجاد لذت در متن باشد، این اصرار توجیه زیباشناسانه پیدا می‌کند و می‌توان آن را پذیرفت.
این مصرع را ببینید:
همین که زنگ زدم( باز کن) دو دستت را
در اینجا با نوعی حیرت در معنا روبه رویید. شاعر شما را در برابر دو معنای مجزا قرار می‌دهد که تنها با اضافه کردن پرانتز به متن ایجاد شده است و یا غزل پنج شاعر از همین مجموعه که باز بر اساس بازی با فرم غزل ایجاد شده است؛ نشان دهنده این است که بدیع حواسش به خیلی از عناصر زیبایی آفرین در شعر هست و تنها به مضمون سازی دلخوش نکرده است. البته باید در کنار همه اینها، او در زبان بیش از پیش سختگیر باشد.
برخی ضعف تالیف ها در شعر او ( نظیر استفاده از واژه جمبل در بیت مطلع که هم کلمه‌ای غریب است و هم موسیقی شعر را مختل کرده است یا استفاده از ترکیب های غلطی مانند به اشتباه کشیدن دمار از روزگار کشیدن به جای به اشتباه انداختن و دمار از روزگار درآوردن) باعث می‌شود زیبایی‌ها و هنرمندی‌های شاعر از چشم مخاطب حرفه‌ای شعر بیفتد.

انتهای خبر/ قدس آنلاین / کد خبر: 203040
 
لینک خبر:


نویسنده : علیرضا بدیع + تو ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۳/٢/٥


درود

25 فروردین ماه افتخار اجرای آیین بزرگداشت روز کلی عطار نیشابوری را داشتم.

جای همه کسانی که تشریف نداشتند خالی.

 

این هم عکسی از لحظه ی شعرخوانی سعید بیابانکی :)

 

در عکس زیر شخص کناری که به دوربین نگاه می کند از اساتید دانشگاه آزاد نیشابور می باشد، همیشه چهره اش مرا به یاد سعدی شیرازی می اندازد!

 

امیدوارم حاضران از این برنامه راضی بوده باشند.

در لینک زیر مشروح این خبر را در خبرگزاری مهر می خوانید:

http://www.mehrnews.com/detail/News/2270908


نویسنده : علیرضا بدیع + تو ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۳/۱/٢٦
تگ های این مطلب:علیرضا بدیع ¡تگ های این مطلب:روز ملی عطار نیشابوری



 

درود عزیزان

 

با سپاس از همه ی شما که به مناسبت انتشار مجموعه شجره نامه ی یک جن پیام تبریک فرستادید. عزیزانی از شیراز و اصفهان پرسیده اند کجا می توان این مجموعه را تهیه کرد. تا جایی که اطلاع دارم این مجموعه را در شهرهای شما می توان از نشانی های زیر دریافت کرد:

اصفهان ـ فرهنگسرای اصفهان ـ 03112204029

اصفهان ـ کتابفروشی باستان ـ 03112229607

 

شیراز ـ کتابفروشی اسفند ـ 07112252876

شیراز ـ کتابفروشی دانش ـ 07112309261

شیراز ـ کتابفروشی دانشگاه ـ 09173187630

شیراز ـ کتابفروشی سمندر ـ 07112356139

شیراز ـ کتابفروشی کتیبه ـ 07112355284

 

چنان چه هنوز در این کتابفروشی ها موجود نبود به شماره ناشر آقای محسن بیگی تماس بگیرید ایشان پاسخگو خواهند بود:

آقای محسن بیگی 09121591891

 

دوستی در مورد کلاس های آموزشی من در آموزشگاه همراز پرسیده اند. خدمت ایشان عرض می کنم که این کلاس ها به صورت نیمه خصوصی و به مدت 3 ماه با هذف آموزش مبانی ابتدایی شعر مثل عروض و قافیه به مبتدیان تشکیل شده است. برای ثبت نام و آگاهی از زمان بندی و نشانی با شماره زیر تماس بگیرید:

02188205001

 

دیگر این که مطلع شدم کتابفروشی کلیدر نیز در زادگاهم نیشابور کتاب شجره نامه ی یک جن را برای دوستان تهیه کرده است. با تشکر از ایشان.

 

این هم غزلی تازه تقدیم شما:

 

آغوش تو چقدر می آید به قامتم

در آن به قدر پیرهن خویش راحتم

می پوشمت که سخت برازنده ی منی

امشب به شب نشینی خورشید دعوتم

خوشوقتی صدای تو از دیدن من است

من هم از آشنایی تان با سعادتم!

با خود تو را به اوج _ به معراج_ می برم

امشب اگر به خاک بریزد خجالتم

بازار شام کن شب مان را به موی خود

بگذار دیدنی بشود با تو خلوتم

بر شانه ام گذار سرانگشت برف را

کوهم ولی تمام شده استقامتم

من سیرتم همان که تو می خواستی شده

لب تر کنی عوض شود این بار صورتم!

جنگیدم و به گنج تو فرمانروا شدم

این است از تمامی دنیا غنیمتم

با من بمان که نوبت پیروزی من است

چیزی نمانده است به پایان فرصتم

 

علیرضا بدیع

 


نویسنده : علیرضا بدیع + تو ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٢/۱٢/۱